کلام یار
امام خامنه ای :ما به كوری چشم سران استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت دنبال خواهیم كرد
22/10/1390

خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههایم عیادتی بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
كس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
میشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشیات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السكینه» تو را
كرده سرشار از فراوانی
***
واژهها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
كه ز امت چنین كند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سینهات داری
لطفها، مهرها، محبتها
گفتی اما نمیروی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر یا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ایران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلی گمان كردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نیست
میدهد عطر یك بغل گل یاس
دستت اما حكایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!
طبقه بندی: بصیرت، رهبری،
هدیه من به تمام دوستاران حضرت علی (ع) نهج البلاغه به صورت پورتال است . که یکی از بهترین نسخه های آن برای رابانه است .
این برنامه شامل نامه ها ، خطبه ها و جملات غصار حضرت علی (ع) است . که هم متن عربی آن و هم ترجمه فارسی آن موحود میباشد .
امیدوارم استفاده کافی را از این برنامه گهربار ببرید .
التماس دعا .
تصویری از این برنامه(برای تصویری واضح تر روی آن کلیک کنید )
حجم : 15 مگطبقه بندی: معرفی کتاب،

آیا بازوان شما توان مبارزه دارد یا اسلحه آنها ؟
وقتی اشک این کودکان به زمین زیر پایشان ریخت چه کسانی قادرند پاسخگوی آن باشند .
کاش من جای این دیوار بودم و برای تو تکیه گاهی امن بودم تا تو با خیالی آسوده از دردها و گرفتاری هایت برایم میگفتی .
ولی نه دیوار که با نهیبی یا از سر ترسی و یا شاید به ناچار به آغوش مادرش خاک ، برمیگردد .
گفتم آغوش مادر ، اکنون تو دیوار را در آغوش داری ، مادرت کجاست ؟
مادرانی که در جای جای این کره خاکی هستند همه برای فرزندان خود آغوشی امن هستند . ولی مگر مادران این سرزمین با دیگر جاها فرق دارند .
نه مگر این که در سرزمینی مقدس هستند . سرزمینی که روزی قبله مسلمانان بود .
چرا اشغالش کردند شاید به بهانه ای مقدس . البته برای خودشان .
میگویند میخواهیم حکومت جن و پری را روی زمین به پا داریم .
تو باور نکن .
ولی تو باز باید از پس تمام این نا امیدی ها و مشکلات پیروز بیرون آیی.
هر سرزمین متعلق به مردمان همان سرزمین هست و بس.
پس بلند شو و دشمن را از کشورت بیرون کن .
یاریت با من ...
طبقه بندی: دلنوشته های من،

بر سر نماز ایستاده بودم که بر خلاف همیشه انگار فکرم راحت بود یا شاید شیطان یادش از من رفته بود !!!!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: دلنوشته های من، معرفی کتاب، شهدا،

دل خورشید محک داشت؟ نداشت
یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت
آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت
غیر دیوار و در و آوارش شانه وحی کمک داشت؟ نداشت
مردم شهر به هم می گفتند ، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت
شب شد و آئینه ماه شکست . دست این مرد نمک داشت؟ نداشت
تو بپرس از دل پر خون و غمت کمر یاس کتک داشت؟ نداشت
اگر خدا كفیل است ...................................... غصه برای چه ؟
اگر رزق تقسیم شده ...................................... حرص چرا ؟
اگر دنیا فریبنده است ...................................... اعتماد به آن چرا ؟
اگر بهشت حق است ...................................... تظاهر به ایمان چرا ؟
اگر قبر یك حقیقت است .............................. ساختمانهای مجلل چرا؟
اگر جهنم راست است ............................... این همه ناحق كردن چرا ؟
اگر حساب آخرت وجود دارد ................................ جمع مال حرام چرا ؟
اگر قیامتی هست ...................................... خیانت به مردم چرا ؟
اگر دشمن انسان شیطان است ................................ پیروی از او چرا ؟
هر كس كار بد دیگران را انتشار دهد مثل همان را برای خودش خواهند نوشت.
علی جان شما پارتی بازی کن برای ظهور مهدی (عج)
طبقه بندی: بصیرت،

برای تماشای عکس با کیفیت بالا روی عکس کلیک کنید .
ساقیا در سال نو احساس عزت میکنیم
باز هم از نایب مهدی اطاعت میکنیم
طبق آن فرمایشات رهبر روشن ضمیر
سال تولید است و ما از آن حمایت میکنیم
.
.
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: رهبری،
خونی که با ریختن اولین قطره آن گناه کرده و نکرده را بر آب روان میشوید . و زیبا تر از آن از خود گذشتن به معنای واقعیه خود . نه فقط به معنای کلمه .
امروز دوباره با یک کتاب زیبای دیگه در خدمتتونم . کتابی که نیاز به معرفی نداره و اینقدر مشهور هست که قطعا خیلیا این کتابو خوندن . اینو میشه از تیراژ بالای اون فهمید . تیراژ : 497000
درسته همون طور که در عکس زیر مشاهده میکنید . کتاب "خاکهای نرم کوشک" به نویسندگی آقای سعید عاکف . که جاداره همین جا از ایشون کمال تشکر را بکنم بخاطر بازنویسی خاطرات شهید گرانقدر شهید برونسی .
در زیر عکس یک خاطره کوچک از این کتاب رو تقدیم شما میکنم .

.........................................................................................................................
خاطره ای از سید کاظم حسینی همرزم شهید.
تا پام رسید به چادر ولو شدم روی زمین . فکر میکردم عبدالحسین (شهید عبدالحسین برونسی) هم مخوایه . جورابهاش رو در آورد . رفت بیرون ، دنبالش رفتم .
پای شیر آب ایستاد . آستین هارا داد بالا و شروع کرد به وضو گرفتن . بیشتر از همه فشار کار روی او بود . طبیعی بود که از همه خسته تر باشه . احتمالش رو هم نمیدادم حالی برای نماز شب داشته باشد .
خواستم کار او را بکنم ، حریف خودم نشدم. فکر این را میکردم که تا یکی دو ساعت دیگر سر و کله فرمانده محور پیدا میشود . آن وقت باید باز میرفتیم دیدگاه و باز میرفتیم پشت دوربین . خدا میدانست کی برگردیم. پیش خودم گفتم : آخه بدن تو 24 ساعت احتیاج به یک استراحتی داره که .
رفتم توی چادر دراز کشیدم و زود خابم برد .
اذان صبح آمد بیدارمان کرد . بلند شدم و پلکهامو مالیدم . چند لحظه ای شد تا چشمام باز شد . به صورتش نگاه کردم . معلوم بود مثل هر شب ، نماز باحالی خوانده.

شهید عبدالحسین برونسی
طبقه بندی: معرفی کتاب، شهدا،
فردا انتخابات مجلس 9 شروع میشه . انشالا حضور پر رنگ مردمو ببینیم در پای صندوق های رای .

فقط یک انگشت ما کافیست .
طبقه بندی: رهبری،
چندروزه که ماجرای سینما و سینماگران داغه داغه .
اول ماجرای گلشیفته خانم اتفاق افتاد که البته ایشون گفته بودند که از حجاب متنفرا . چند روز پیش جلوی دوربین های آمریکایی اومد و دست به تن فروشی کرد که وافعا آبرو برای ایران نذاشت . در واکنش به این عمل زشت پدرش که یکی از با فرهنگ ترین بازیگر ایرانه گفت این اعمال به من ربطی نداره . آره والا به من وبلاگ نویس ربط داره دیگه شما اصلا چکاره هستی ؟؟؟؟
اینم عکس دختر خانوم ایشون . البته خوباشو گذاشتم

در این باره قبلا مطالبی رو نوشتم . زیاد روش مانور نمیدم .
ماجرای دوم که هنوز داغه جایزه گرفتن اصغر خان شد که ایشون رفتن اونجا و اصلا نه با کسی دست دادن و نه چیزی گفتن .
کی گفته ایشون دوست دوختر داره .
بر منکرش لعنت

تو این عکسم چیزی معلوم نیست ....

ایشون که ترکوندند .
از ایشون هم میگذریم .
آقایان سینمایی ما چیزی نشده شما خودتونو نگران نکنید .
.
.
.
.
خوب کم کم داریم نزدیک میشیم به ماجرای داغ تر از داغ
خانم معتمدآریا تازگی یه جایزه گرفتن .
جایزه لانگ لوا این جایزه رو به بازیگری میدن که یه انقلابی در سینما بپا کرده باشه

انقلاب ایشون هنوز صداش در نیومده . بعدا معلوم میشه .
این هم خبرش به نقل از خبر گزاری مهر
"فاطمه معتمد آریا، بازیگر سینمای ایران دوشنبه شب در پاریس جایزه جهانی و معتبر هانری لانگ لوا فرانسه را دریافت کرد.
اینم عکسش
به گزارش خبرنگار مهر، فاطمه معتمدآریا بازیگر نامدار سینمای ایران برای مجموعه فعالیت های سینمایی توانست این جایزه را دریافت کند.
در بیانیه اعلام اهدای جایزه به فاطمه معتمدآریا آمده است: این جایزه به پاس تلاشهای فاطمه معتمدآریا در راستای ارتقای حرفه سینما، تعهد و حفظ حرمت هنر و تلاشهای فرهنگی به این بازیگر سینمای ایران تقدیم میشود.
معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش گفت: همه ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیاندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم. بی آنکه بگوئیم در سرزمین مان سیاست مداران چه چیز را بین خودشان بده بستان می کنند !!!
وی افزود: ما صلح، آرامش و زیبایی را بین خودمان تقسیم می کنیم و سهم خودمان را هم بر میداریم.
وی که چندی قبل مشکل سینمای ایران را نداشتن برخی صحنه های و اتفاقات خاص (!) همچون بوسیدن زن و مرد توسط یکدیگر دانسته بود، بعد از بوسیده شدن توسط مجری مرد مراسم واکنشی جالب از خود نشان می دهد تا ظاهرا تاکید کند، مشکلات سینمای ایران در حال حل شدن است.
البته ایشون قدیم ترا هم کارایی کرده بودند که بی واکنش مونده بود .



بله حالا هی شبکه نمایش بزنید فیلم های این گوشکوب هارو به خورد مردم بدید .
.
در آخر از همه کسایی که میتونند کاریبکنند عاجزانه خواهش میکنم یه کاری بکنند.
راستی اینجا جا داره این کلیپ زیبای دکتر عباسی رو دوباره بذارم . خدا حفظشون کنه . نفسش حقه.
. و در آخر به امید فردایی روشن تر.
یا علی
طبقه بندی: دلنوشته های من،
تبلیغات 







